دانلود مستقیم فایل
پشتیبانی

اطلاعیه فروشگاه

در صورت داشتن هرگونه سوال راهنمایی و پشتیبانی میتوانید با ایمیل sellfile2016@gmail.com در تماس باشید

فرسودگي شغلي و سلامت رواني

فرسودگي شغلي و سلامت رواني

دانلود پیشینه تحقیق و مبانی رابطه فرسودگي شغلي و سلامت رواني

 

 

فرمت ورد قابل ویرایش

شامل: 71 صفحه

منابع کامل

 

رابطه فرسودگي شغلي و سلامت رواني

مقدمه

پيشرفت‌هاي شگرف فناوري و تغييرات نظام اجتماعي باعث گرديده که جوامع امروزي شکل پيچيده اي به خود بگيرند.عوامل متعددي همچون:  مشکلات مالي و خانوادگي، تضاد با دوستان و همکاران، فشار رواني ناشي از عوامل محيطي و سازماني باعث شده است که به نحوي زندگي طبيعي انسان را تهديد نمايد(رستمي‌نيا، 1379 به نقل از شعباني بهار و کوناني، 1391: 78) اين فشار سبب مي‌گردد تا وظايفي که انسان به سادگي در شرايط طبيعي انجام مي‌دهد، با مشکل روبه رو شود، به گونه اي که با دشواري بدان پرداخته و حتي گاهي قادر به انجام آن نباشد. در نتيجه، آسيب‌هاي جدي بر منابع مالي و انساني سازمان وارد مي‌شود(صادقي بروجردي، 1382).

پژوهش‌هايي که طي دهه‌هاي 1980 تا 1990 صورت گرفته است، تماماً تأييد نموده اند که مشکلات رواني و اجتماعي همگي در ايفاي نقش اجتماعي به عنوان يک عامل مانع و بازدارنده تلقي مي‌شوند. در غالب اين پژوهش‌ها، ضمن التفات به آثار مخرب مشکلات مذکور، تأکيد بر ضرورت کشف و شناخت علل و عوامل موثر از جمله فرسودگي شغلي که در سطح معناداري مي‌توانند شاخصي براي ارزيابي ميزان سلامت عمومي‌باشد، به وضوح مشاهده مي‌شود(تويتز[1]، 1995 به نقل از شعباني بهار و کوناني، 1391: 78)

نظام زندگي صنعتي، هر چند دستاوردهاي زيادي به همراه آورده است، اما در بسياري ابعاد نيز عوارضي در پي داشته است؛ از جمله اين كه افراد چه در زندگي فردي و چه در محيط كاري با استرس زيادي روبرو هستند. فشار ناشي از كار امري طبيعي است و حتي اگر بتوان آن را در يك ميزان متناسب نگاه داشت كه بتوان آن را مديريت كرد، مي‌تواند موجب خلاقيت‌هايي نيز در فضاي كار شود اما آنچه كه نامناسب مي‌باشد فشار زياد و منفي محيط كار مي‌باشد كه مي‌تواند سلامت عمومي ‌فرد را تحت تاثير خود قرار مي‌دهد. شرايط كاري، ابهام نقش، ميزان مسئوليت، روابط با زير دستان و همكاران و عدم امنيت شغلي از مهمترين عوامل تاثيرگذار در ايجاد استرس ناشي از كار مي‌باشند.(وايلي[2]، 2000 به نقل از ناستي زايي و همکاران، 1387).

تاريخچه فرسودگي شغلي

هر چند«مسلچ» و «پاينز» در توسعه مفهوم فرسودگي شغلي نقش مؤثري داشته‌اند، ولي اين مفهوم براي نخستين بار در دهه 70 ميلادي توسط «هربرت فرويدنبرگر» بيان شد(نيک ليسک[3]، 2005). فرسودگي شغلي واژه نسبتاً جديدي است كه از آن براي توصيف پاسخ‌هاي انسان درحين كار در برابر استرس‌هاي تجربه شده استفاده مي‌شود و شامل واكنش‌هاي رواني است كه افراد هنگام روبه رو شدن با استرس‌هاي شغلي از خود نشان مي‌دهند(لاکريتز[4]، 2004 به نقل از اميري و همکاران، 1390). فرسودگي شغلي پيامدي از فشار شغلي دايم و مكرر بوده و به عنوان فقدان انرژي و نشاط تعريف مي‌شود؛ به طوري كه شخص احساس كسالت باري نسبت به شغل خود پيدا مي‌كند، به عبارت ديگر شخص به علت عوامل دروني و بيروني كه در محيط كارش وجود دارد احساس فشار مي‌كند و اين فشار، در نهايت به احساس فرسودگي تبديل مي‌شود و در اين وضعيت احساس كاهش انرژي رخ مي‌دهد. فرسودگي شغلي مرحله اي از خستگي و نااميدي است و زماني به وجود مي‌آيد كه فرد نتواند بر اهداف زندگي و اهداف كاري خود فايق آيد(اوهلرجري[5] و همکاران، 1991).

تا سال 1980 فرسودگي شغلي منحصراً درآمريكا مطالعه مي‌شد ولي كم كم توجه كشورهاي ديگر به خصوص كشورهاي انگليسي زبان مثل كانادا و انگليس نيز به اين پديده جلب شد. سپس مقالات و كتابها به زبان‌هاي ديگر ترجمه شد و در نيمه دوم سال 1980 ابزارهاي پژوهش به ويژه پرسشنامه «مسلچ» به زبان‌هاي فرانسوي، آلماني، هندي، ايتاليايي، سوئدي، اسپانيايي و عربي ترجمه شد و مطالعات بين فرهنگي آغاز شده است(حسن زادي، 1385).

 به طور كلي مطالعات فرسودگي شغلي به دو مرحله قابل تقسيم بندي هستند؛ در مرحله نخست فرسودگي شغلي به عنوان يك مشكل اجتماعي مطرح و از طريق مشاهدات ميداني مفهوم سازي شد كه در اين مرحله بيشترين تأكيد بر توصيف‌هاي باليني فرسودگي شغلي بود و مرحله دوم مطالعات فرسودگي شغلي نيز شامل پژوهش‌هاي تجربي و نظام مند، به ويژه ارزيابي اين پديده در جوامع آماري مختلف بود. در واقع پس از اين دو مرحله بود كه نظريه‌ها رشد يافته و مفهوم فرسودگي شغلي توسعه پيدا كرد(بوريتز، 2005 به نقل از اميري و همکاران، 1390).

) تعاريف فرسودگي شغلي[6]

صاحب نظران تعاريف متفاوتي از فرسودگي شغلي ارايه داده اند. گروهي فرسودگي شغلي را با استرس شغلي يكي مي‌دانند در حالي كه برخي ديگر استرس شغلي را دليل اصلي فرسودگي شغلي بيان مي‌كنند؛ وجه اشتراك تعاريف ارايه شده اين است كه تمامي‌متخصصان به نوعي فرسودگي شغلي را در ارتباط با استرس شغلي مي‌دانند( فاربر، 2003 به نقل از اميري و همکاران، 1390).

« فرويدنبرگر» به عنوان اولين كسي كه از واژه فرسودگي شغلي با مضمون امروزي آن استفاده كرده است، مفهوم فرسودگي شغلي براي اولين بار از سوي فرودنبرگر در سا ل 1974 معرفي شد.  وي فرسودگي شغلي را حالتي از خستگي و ناكامي‌مي‌داند كه ناشي از ارتباطات و روابط شغلي است كه به وصول نتيجة دلخواه منجر نمي‌شود(آيکن[7] و همکاران، 2009: 895).  وي اين پديده را سندرم تحليل جسمي‌و رواني[8] ناميده است(‌هالبرگ[9]، 2005 به نقل از اميري و همکاران، 1390) و آن را حالتي از خستگي عاطفي و جسماني مي‌داند كه از شرايط موجود در محيط كار نشئت مي‌گيرد(فاربر، 2003 به نقل از اميري و همکاران، 1390) بايد توجه كرد، فرسودگي شغلي نوعي بيماري است كه داراي علايم و نشانه‌هاي جسمي‌و روحي ديگري نيز هست و نبايد اين نوع خستگي مزمن را با خستگي‌هاي معمولي و زودگذر اشتباه كرد.

« فاربر» معتقد است: فرسودگي شغلي، حالتي از خستگي جسمي، عاطفي و روحي است كه در نتيجه مواجهه مستقيم و درازمدت با مردم در شرايطي كه از لحاظ عاطفي طاقت فرساست، ايجاد مي‌شود(سودرفلت[10] و همکاران، 1995به نقل از اميري و همکاران، 1390). رايج ترين تعريفي كه از فرسودگي شغلي ارايه شده عبارت است از خستگي جسمي، روحي و ذهني كه ناشي از كار بلندمدت در شرايط روحي طاقت فرساست(شوافلي و گرينگلاس[11]، 2001 به نقل از اميري و همکاران، 1390). «ديك» اظهار مي‌دارد فرسودگي شغلي عبارت است از خستگي شديد و احساس مورد سوءاستفاده قرار گرفتن شخص، كه اين نوع خستگي با استراحت و استفاده از مرخصي نيز برطرف نمي‌شود. او همچنين معتقد است فرسودگي شغلي حالتي است كه فرد از نظر شخصيتي خود را كمتر از ديگران تصور كرده و احساس مي‌كند كه كار و عملش مورد توجه قرار نمي‌گيرد(ديک[12]، 1992). «مسلچ» و«جكسون» در سال 1981 تعريفي جامع از فرسودگي شغلي ارايه نمودند؛ اين دو پژوهشگر فرسودگي شغلي را سندرمي‌روان شناختي مي‌دانند كه تركيبي از سه مؤلفه تحليل عاطفي[13]، مسخ شخصيت[14] و كاهش موفقيت فردي[15] است كه در ميان افرادي كه با مردم كار مي‌كنند به ميزان‌هاي متفاوت اتفاق مي‌افتد(هاکانن[16] و همکاران، 2006). كه در اين پژوهش اين تعريف مبناي انجام پژوهش قرار گرفته است.

استوارت و سوندين[17] (1987 به نقل از شاکري نيا و همکاران، 1391) فرسودگي شغلي را براي توصيف شاغليني به کار مي‌برند که در موقعيت شغلي، تا بدان نقطه از استرس رنج مي‌برند که از حد تحمل آنها بيرون بوده و ديگر عملکرد مؤثر و باروري ندارد.


[1] - Toytes

[2] - Wiley

[3] - Nyklicek

[4] - Lackritz

[5] - Oehler Jerri

[6] - Job Burnout

[7] - Aiken Aiken

[8] - Syndrome of Physical and Emotional Exhaustion

[9] - Hallberg

[10] - Soderfeldt

[11] - Schaufeli & Greenglass

[12] - Dick

[13] - Emotional exhaustion

[14] - Depersonalization

[15] - Low Personal Accomplishment

[16] - Hakanen

[17] - Stuart & Sundeen


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 7,000 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
file69_1732211_1761.zip119k





پرفروش ترین محصولات