دانلود مستقیم فایل

سرمایه فکری و مدیریت سود

سرمایه فکری و مدیریت سود

دانلود ادبیات تحقیق و مبانی نظری رابطه سرمایه فکری و مدیریت سود

 

فرمت: ورد قابل ویرایش

تعداد صفحات: 105

همراه با رفرنس نویسی داخل متن و پاورقی

منابع کامل

 

 

سرمایه فکری

كندريك1(1990) که یکی از مشهورترین اقتصاددانان مطرح آمریکا است می‌گوید که در سال 1929، نسبت سرمایه‌های تجاری نامشهود به سرمایه‌های تجاری مشهود 30 به 70 بوده است ولی در سال 1990 این نسبت به میزان 63 به 37 رسیده است و همچنین لئو2 مطرح می‌سازد که فقط در حدود 10 تا 15 درصد کل ارزش بازاری شرکت‌ها از دارایی­هاي مشهود و فیزیکی است و دارایی­های نامشهود در حدود 85 درصد کل ارزش بازاری شرکت‌ها را تشکیل می‌دهند که هنوز هیچ کاری در مورد اندازه‌گیری آنها صورت نگرفته است (سیثارامن و همکاران3، 2002). همچنین یکسری مطالعات انجام شده در سال 1999 در زمینه ترکیب دارایی­هاي هزاران شرکت غیرمالی در طی سال‌های 1978 تا 1998 نشان داد که رابطه بین دارایی­های نامشهود و مشهود بطور قابل ملاحظه‌ای تغییر کرده است در سال 1978، نسبت دارایی­هاي مشهود و نامشهود 80  به 20 بوده ولی در سال‌ 1998، این نسبت تقریباً به 20 به 80 رسیده است. این تغییر قابل ملاحظه باعث ایجاد یکسری روش‌هایی برای محاسبه ثروت شرکت‌هایی شده است که مهمترین دارایی­های آنها، دارایی­های نامشهود بویژه فکری و دانشی بوده است (سالیوان و دیگران،2002).  

در طی دهه گذشته، شركت­ها اهمیت مدیریت دارایی­های نامشهود خود را درک کرده‌اند و توسعه مارک‌ها، روابط سهامداران، شهرت و فرهنگ سازمان‌ها را به عنوان مهمترین منابع مزیت پایدار تجاری خود در نظر گرفته‌اند. در این اقتصاد، توانایی خلق و استفاده از ارزش این دارایی­های نامشهود، یک شایستگی اصلی را برای سازمان‌ها بوجود می‌آورد(کنان و دیگران، 2004)4.  امروزه سازمان‌ها نیاز دارند تا بتوانند دارایی­های خود را از نو و دوباره طبقه‌بندی کنند و باید این موضوع را درک کنند که چگونه این دارایی­ها می‌توانند اهداف استراتژیک آنها را حمایت کنند و سهم آنها را به ارزش سازمان بصورت کمی درآورند و بتوانند این دارایی­های خود را با دارایی­های رقبای خود، مقایسه کنند. برای این منظور ‌بایستی ابتدا طبقه‌بندی جدیدی از دارایی­های سازمانی را در این عصر ارائه کنیم (تایلز و دیگران، 2002).

تا قبل از سال 1980، مهمترین عامل تعیین­کننده برای درک مزیت رقابتی شرکت‌ها، ساختار صنعت و بطور کلی محیط تجاری بوده است و شرکت‌ها بیشتر توجه خود را به محیط سازمانی خود مبذول می‌داشتند تا به درون سازمان. در این روزگار، نقش مدیریت، پیدا کردن راه‌ها و روش‌هایی بود که کالاها و بازارها را با هم ترکیب کنند و سازمان­ها بیشتر بر روی منابع محیطی که عمدتاً مشهود بوده است متکی بوده‌اند. اما بعد از سال 1980، عامل تعیین کننده‌ دیگری مطرح شد و آن هم نحوه استفاده از منابعی بود که غیر قابل تقلید، غیر قابل انتقال، نادر و بادوام بودند و برای مشتریان ایجاد ارزش می‌کردند و مزیت رقابتی سازمان‌ها در گرو این منابع بود. این منابع و دارایی­ها عمدتاً نامشهود بویژه انسانی بودند و این منابع در داخل سازمان­ها قرار داشتند. این امر باعث شد که سازمان­ها توجه خود را به درون سازمان‌ها و سرمایه‌های فکری خود جلب کنند تا به محیط سازمان خود. در این جا تمرکز سازمان­ها روی منابع و جنبه‌های داخلی از شرکت‌ها بود که در محیط یافت نمی‌شد. این منابع با نام‌های مختلفی همچون حافظه سازمانی، منابع نامشهود، دارایی­های استراتژیک، قابلیت‌های اصلی1، شایستگی‌های اصلی2 و دارایی­های غیرقابل مشاهده و دارایی­های دانش محور و ... مطرح شد. با تمرکز بیشتر سازمان‌ها روی تعریف این منابع، این موضوع آشکار شد که این دارایی­ها، بیشتر مبتنی بر دانش و اطلاعات هستند و می‌توانند شامل هر چیزی از قبیل وفاداری مشتری تا مهارت‌های تکنولوژیکی یا سرقفلی داخلی باشند و باید این نکته را خاطرنشان سازیم که این منابع و دارایی­هاي نامشهود دارای اثر مهمی بر فرایندهای نوآوری سازمانی هستند (سانچز و دیگران، 2000)3. در پایان باید گفت که شرکت‌ها نه تنها نیاز دارند تا دارایی‌هاي نامشهود خود را شناسایی، اندازه‌گیری و مدیریت کنند بلکه باید همواره سعی کنند تا این دارایی­های نامشهود را بطور مستمر، ارتقا و بهبود بخشند. سازمان­هایی که نتوانند دارایی­هاي دانشی خود را بطور مستمر ارتقا دهند بقاء خود را با خطر از دست دادن و فنای خود مبادله خواهند کرد(بونیتز،1998)4 .

2-2-1) مبانی نظری و سیر تاریخی سرمایه فکری

سرمایه فکری اولین بار در سال 1962 توسط فریتز مچلاپ مطرح شد پس از آن در سال 1969 جان کنت گالبرایت اصطلاح سرمایه فکری را به کار برد در اوايل دهه 1980 ایده عمومی ارزش ناملموس (که اغلب ”سرقفلی“ نامیده می­شد) را ایتامی مطرح کرد. در اواسط دهه 1980 انقلاب اطلاعات شكل گرفت و شكاف بين ارزش دفتري و ارزش بازار به طور چشمگيري براي بسياري از شركتها افزايش یافت. درهمين حين، كتابي پيرامون استخراج ارزش از نوآوري توسط آقاي تيس انتشاريافت.

در سال 1979، حسابداری سوئدی به نام کارال اریک اسویبی5 که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، با پرسشی بزرگ روبرو گردید. دفاتر حسابداری (ارزش دفتری) یکی از شعبه­های معروف سازمانی که او در آنجا کار می­کرد تنها، یک کرون ارزش را نشان می­داد، در حالی که ارزش واقعی سازمان به مراتب بیش از اینها بود. در این هنگام وی متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت او، تنها ارزش دارایی فیزیکی آن را که شامل چند میز و ماشین تحریر بود نمایش می­دهد و ارزش واقعی سازمان به شایستگی کارکنان سازمان و چیزی را که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک دفتر و مغز جمعی تشکیل می دادند، وابسته است.  اسویبی و دیگران، این یافته را با نام دارایی فکری و دارایی ناملموس معرفی کردند و آن را در کنار دارایی­های ملموس قرار دادند. به این ترتیب تعداد نوشته­ها، سمینارها و ... در این زمینه رشد کرد و موضوع بطور جدی در دستور کار دانشمندان علم مدیریت و مدیران سازمان­های بزرگ قرار گرفت.

در اقتصاد جدید، تبادل دانش و اطلاعات، بیش از محصولات و خدمات موجب اعتلای سازمان­ها شده است به گونه­ای که با بررسی شرکت­های با رشد سریع در می­یابیم که 50% آنها به تجارت دانش کارکنان خود پرداخته­اند. بنابراین با چنین روندی تعیین معیار و اصولی برای ارزشگذاری دانش به عنوان یک دارایی مهم و کلیدی، از اهمیت ویژه­ای برخوردار شده است.

در اواخر دهه 1980 آغاز نخستين تلاشها براي نوشتن و تدوين صورت حساب هايي كه سرمايه هاي فكري را اندازه گيري مي كنند (اسويبي، 1988 ) شکل گرفت و در این رابطه کتاب «ارتباط گم شده و سقوط مديريت حسابدار ي» توسط آ قايان جانسون و كاپلان انتشار  یافت. همچنين كتاب «مديريت داراييهاي دانشي» (قرن 21) توسط آقاي آميدن منتشر شد.

در سال 1990 شرکت اسكانديا آقاي ليف ادوينسون را به عنوان «مدير سرمايه هاي فكري» خود منصوب کرد. اولين باري است كه نقش مديريت سرمايه هاي فكري با تخصيص يك پست رسمي، در سازمان مشروعيت مي يابد. كاپلان و نورتن ( 1992) مفهوم و رويكرد كارت امتيازي متوازن را معرفي کردند . اين رويكرد مبتني بر اين فرض است كه آنچه را كه شما اندازه گيري مي كنيد همان چيزي است كه شما به دست مي آوريد. همچنین كتاب «سازمان هوشمند» نیز توسط آقاي كوئين انتشار يافت.

ونوكا و تاكيشي در سال 1995 کار بسيار با ارزششان را دربارة ”سازمان دانش آفرین“ معرفی کردند . اگر چه تمركز اين كتاب بر دانش است ، با وجود اين، تمايز بين دانش و سرما ية فكري در آن بسيار ظريف عنوان شده است

در سال 1994 ابزار شبيه سازي سلمي به نام تانگو روانه بازار شد. تانگو اولين محصول پرفروش است كه در آموزش مديران دربارة اهميت عوامل نامشهود، به كار مي آيد. همچنين در سال ( 1994 ) ضميمه اي براي گزارش سالانة شركت اسكانديا تهيه  شد كه موجودي سرمايه هاي فكري آن ر ا نشان مي داد. گزارش سرمايه هاي فكري، علاقة زيادي ايجاد کرد و در شركتهايي كه به دنبال پيروي از پيشگامي اسكانديا هستند.  براي «مميزي دانش» رويداد قابل توجه ديگري كه در سال (1995) اتفاق افتاد، زماني است كه سلمي از ارزيابي جامع از وضعيت سرمايه هاي فكري شركت استفاده كرد. صاحب نظران نهضت سرماية فكري، كتابهاي پرفروشي را دربارة موضوع منتشر کردند (كاپلان و نورتون، 1996 ادوينسون و مالون،1997 ؛ اسويبي، 1997). با اين حا ل، كار ادوينسون و مالون بويژه دربارة فرآيند و چگونگي اندازه گيري سرمايه هاي فكري به مراتب بيشتر استفاده شد. سرمايه هاي فكري، موضوع مورد پسند بسياري از محققان و كنفرانس هاي علمي، مقاله ها و نشريه هاي مختلف قرار ميگيرد. تعداد زيادي پروژه از جمله پروژ ههاي مرتيوم، دانمارك و استكهلم، در سطح وسيع انجام گرفت.

اوایل دهه 2000 اولين مجلة معتبر علمي با عنوان «سرمايه هاي فكري» انتشار يافت. اولين استانداردهاي حسابداري «سرمايه هاي فكري» را دولت دانمارك منتشر كرد. چشم انداز سرمايه هاي فكري به همراه كميتة سرمايه هاي فكري در شركت اسكانديا تعيين و تشكيل شد.


1 Core capabilities

 2Core compentecies

3 Sanchez et al, 2000

4 Bontis, 1998

5 Sveiby

 


1  Kendrick

2  Lev

3  Seetharaman et al

4  Kannan et al, 2004


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 7,000 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
file455_1794173_1683.zip274.8k





پرفروش ترین محصولات